هنر و ادبیات ایران

م. سروش: نوبت فروردین

دسته: هنر و ادبيات
نوشته شده توسط همبستگي ملي
Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TelegramSubmit to Twitter

 

گاهِ اسفند بشد، نوبت فروردین است

سفرۀ دشت پر از برکت گل، رنگین است

 

چشمه جوشنده به سوی دمن و دشت روان

گوش کن زمزمۀ آب چه آهنگین است!

 

آسمان آبی و شاد از سفر چلچله ها

روی خورشیدِ درخشانِ جهان، زرین است

 

باغ بر دوش خود افکنده ردای گل سرخ

نفس باد بهاری خوش و عطر آگین است

 

بلبل از شوق گل از پا نشناسد سر را

نوبت وصل چه فرخنده و بس شیرین است

 

باغبان سرخوش و مست از نفحات گل سرخ

در عجب مانده و وِرد لب او تحسین است

 

خرمنی از گل نرگس به نسیمی رقصان

آنکه با چشم بَرد دل، به حقیقت این است

 

 خرّم آن دل که زمستان و خزان سرسبز است

فارغ از حسرت و آزاد و رها از کین است

 

شاد و فرخنده، مبارک بُود هر لحظۀ او

که رهایی وطن رسم وی و آئین است

 

رفت آن برف و برودت سپری شد سرما

حالیا نوبت فرخندۀ فروردین است

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TelegramSubmit to Twitter