Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

م. سروش: با تو

با تو می ستایم زیبایی این جهان را

و فهم می کنم ادراک آینه را

در انعکاس نوری که

بر نیمۀ تاریک زمین می تابد

واژه ها زیبا می شوند

آندم که از زبان تو جاری می گردند

و می چکند قطره قطره

بر باور انسانها

با تو هر زمزمه ای، تاریخی است

و هر حکایتی، حماسه ای

چگونه باور کنم زمستان را

وقتی که تو اینگونه از بهار می گویی؟!

عاقبت روزی خورشید در دستانِ تو

از افق سرزمینِ شب زدۀ من

طلوع خواهد کرد

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter