Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

"برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن حکومت بیشتر از یک قاتل عادی, حق قاتل شدن نداشته باشد, و وقتی که به صورت حیوانی درنده حمله کند, با خودش نیز چون با حیوانی درنده عمل شود". ( ویکتور هوگو, سخنرانی علیه اعدام پس از پیروزی انقلاب 1848 فرانسه)

سخن فوق از یک اندشمند در آن تاریخ یک نظریه است که به تعبیری مخالف رژیم و موافق مقاومت, بویژه جنبش دادخواهی است. خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت اصل اعدام را علنی و صریح باطل اعلام کرد. این اقدام انقلابی از اصل انطباق عالی و رو به تکامل است که در تبیین جهان آقای مسعود رجوی به بهترین وجه بیان شده است. با این برداشت از اصل انطباق عالی, آشوب انتخاباتی رژیم ایران و پیشروی جنبش دادخواهی بارزتر از پیش فراگیر خواهد شد.
بهمین جهات اعلام کاندیداهای ولایت برای انتخابات ریاست جمهوری و با وجود عضو هیئت مرگ و نفر مورد دلخواه ولی فقیه و همه ارگانهای سرکوب, جلاد رییسی, اساسا انتخابات بویژه این دفعه را نمیشود جدا از جنبش دادخواهی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. فراگیری جنبش دادخواهی تا آنجاست که تمامی عملکردها و برنامه ریزیهای هیولای ولایت را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. بطوریکه که دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری رژیم, به یک نقطه عطف سرنوشت سازی تبدیل شده است. سرتاپای اجزا و طیفهای حکومتی از منابر و نمازهای جمعه تا مجالس و محافل امنیتی و اطلاعاتی رژیم با کاندیدی بنام جلاد رئیسی, به بحران, نافرمانی, عبور از خط قرمزهای ولایت فقیه تبدیل شده است که همگی باز همان نقطه عطف حیات منحوس این سیستم ضدمردمی را به نمایش می گذارد. نقطه عطف این مرحله, تغییر و حتی انقلاب ناگهانی است که مراحل کمی آن از 30 خرداد 60 تا بحال در مراحل مختلف طی شده است.
جنبش دادخواهی وقتی که اعلام شد شاید افرادی مثل من تغییر و تیزی شیب سرنگونی و تاثیر پذیری جامعه و حتی حکومتیان از این میزان شتاب را, در اندازه کنونیش نمیدانست.
همانظور که میدانیم و بارها هم اشاره شده است دوران عوض شده و با جنبش دادخواهی وآشوب انتخاباتی فعلی نقاط عطف زیادی در مسیر روند سرنگونی عینیت یافته است:
 
- هجرت بزرگ و بی نظیر ارتش آزادیبخش ملی ایران با حفظ سازمانیافتگی و امر فرماندهی به نقاط امن و خارج از عراق:
 این هجرت حتی انتخابات حکومت ایران را در حدی بالا تحت تاثیر قرار داده است. رژیم ایران برای بستن نسبی شکافهای درونی و بحرانهایش بویژه در دوران انتخاباتش را, باضربات کلان به اشرفی ها در پایگاه بزرگ اشرف و بعدش در رزمگاه کاملا محاصره شده "لیبرتی" در عراق سرپوش می گذاشت.
 - پیوند جنبش دادخواهی با انتخابات ولایت فقیهی:
پیشروی و فراگیری جنبش دادخواهی در این حد کلان برای نگارنده غیر قابل درک بود. اما وقتی روند تحولات و در راس آنها هجرت کبیر ارتش آزادیبخش ملی ایران خوب و عمیق مورد بررسی و کنکاش فکری قرار می گیرد متوجه میشویم که از این به بعد نه تنها انتخابات بلکه تمامی خط و خطوط و عملکردهای خرد و کلان حکومت ولایت فقیه زیر تاثیرات جنبش دادخواهی, یک یک و با سرعتهای مختلف در آتش جنایات خودشان خواهند سوخت.
- تغییر سیاست کلان مماشات گران و در راس آنها امریکا:
دوران اوباما, شکست سیاست کلان امریکا در منطقه و جهان بود. بالاترین تصمیم گیران و اتاقهای فکری امریکا, حتی ظهور داعش و گسترش تروریسم و در راس آنها تروریسم دولتی رژیم جمهوری اسلامی ایران را حاصل همین سیاست مماشات اوباما و شرکا می دانند.
در این میان انتخابات کنونی زیر ضربات جنبش دادخواهی با بن بستهای غیر قابل حل مواجه است. کاندید ولایت فقیه و و تمامی نیروهای سرکوبگر از پاسداران و نیروهای امنیتی دیگرش رئیسی می باشد. این کاندید مستقیم در قتل عام سال 67 نقش اول داشته است. اما مشکل تنها مال رئیسی نیست بلکه تمامی جناحها غرق در خون اعدامیان هستند. کار بجایی رسیده که روحانی با شیادی و دغلکاری در سخنرانیهای انتخاباتیش به جناح رقیبش می گوید شما 38 سال کشتید و اعدام کردید و... . اما هم روحانی و هم سایر باصطلاح اصلاح طلبان می دانند که پای همه شان غرق در خون این قتل عام و سایر کشتارها و تبهکاریها هست و با بهانه انتخابات نمیتوانند سوابق جنایتکاری خودشان را سرپوش بگذارند. انتخاباتی که مهره های ولایت فقیه آن را آشوب, جنگ, انتقام گیری و افشای مفاسد و دزدیهای همدیگر بحساب می آورند از جمله آنها امیر محبیان از تحلیگران ولایت فقیبه, 26 فروردین می گوید:
"نمی‌توانم پنهان سازم که از شرایط راضی نیستم. نور و خیری در این وضعیت نمی‌بینم. حتی در عرف دیگر کشورهای دموکرات، این وضعیت را بیشتر آشوب می‌دانند تا روند انتخاباتی. این پدیده از لحاظ جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی قابل مطالعه است. همگان آمده‌اند، عوام‌الناس از خود می‌پرسند مگر چه شده است؟ مگر چه چیزی را تقسیم می‌کنند؟".
بدین ترتیب نتیجه آشوب انتخاباتی باندهای ولایت یا با جلاد رئیسی و یا با شیاد روحانی رقم خواهد خورد. قالیباف نوچه جلاد هم امروز 25 اردیبهشت به نفع او کنار کشید. جهانگیری نفر تابع روحانی هم امروز 26 اردیبهشت "آشوب" انتخاباتی ولایت را فریبکارانه تر نمایش داد و به نفع روحانی کنار کشید و همینطور... .
 خواسته اصلی و حداکثری علی خامنه ای جلاد رییسی است اما مینیمم اش هم شیاد روحانی است. به نظر من تعیین کننده اصلی نتیجه این " آشوب انتخاباتی" خط قرمز سیستم ولایت و همه جناحهایش, همان خیابان است. اینکه خیابان چگونه رقم خواهد خورد باید تاجمعه 29 اریبهشت, که روز انتخابات ولایی است و روزهای بعدش منتظر ماند.
اما از آنجا که هدف مبارزاتی خلق ایران رای من سرنگونیست که توسط ارتش آزادیبخش ملی ایران علنا در جای جای میهن و در تمامی فضای مجازی داخلی و بین المللی به گردش در امده است. نقطه عطف و چرخشگاه این انتخابات است که کلیت رژیم را پریشانحال کرده است. واحدهای هزار اشرف در داخل فعال هستند. امروز 25 اردیبهشت رسانه های رژیم از انتشار عکسهای مریم رجوی در جای جای تهران و ایران به فغان آمده بودند.
یک سایت وابسته به جناح غالب رژیم ایران بنام "فاطمیون" در اینستاگرامش از جمله نوشت " ... فتنه بزرگ در راه است، به هوش باشید، نصب عکس مریم رجوی در زیر پل ستارخان امروز ... تحرکات مشکوک در تهران! گزارشهای دریافتی حاکیست عکس مریم رجوی، در چند نقطه از شهر تهران دیده شده. ... ".
آری با فراگیری جنبش دادخواهی نتیجه این نمایش انتخاباتی رژیم ولایت فقیه هر چه و هر کس که باشد تماما به ضرر رژیم و در تمامیتش به نفع مقاومت سازمانیافته ایران خواهد بود.