Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

سى خرداد هر سال ميرسد، قانون طبيعى است. خورشيد در بالاترين نقطه در نيمكره ى شمالى است، طولانى ترين روز سال است و تجمع ساليانه ى مقاومت هم، امسال بار ديگر بر پا ميشود. به همين ترتيب؟ همين طور مرتب؟ اى كاش جواب منفى بود!

اى كاش رژيم منهدم شده بود و نيازى به اين همه تلاش براى يك تجمع بزرگ نبود!
اما هستند نيروهائى و افرادى كه ارزويشان و هدفشان اين هست و اعلام هم كرده و تلاش هم كرده و مواجب هم دريافت كرده اند كه اى كاش مجاهدين منهدم شده بودند كه ديگر مراسم و فعاليت و تحصن و ... نمى بود.
از پارسال تا الان بايد جمع زد كه كدام اردوگاه موفق شده است!
دانش و علم فضانوردى نيست، البته كه من ميخواهم بنويسم كه مقاومت پيروز شد، البته كه قلم را تنها به اميد حمايت از مجاهدين به دست گرفته ام و البته ميدانم كه اكثر خوانندگان هم مايلند كه رژيم سرنگون شود و ارزو ميكنند كه اى كاش سرنگون شده بود. اما دنيا كه به خواست من و شما نميگردد. يك بار صحنه را مرور كنيم.
حكومت ولايت فقيه با همه ى ضعف ها و تشددها و جناح بندى ها و ريزش ها و بى ابرويي ها، هنوز سر قدرت است. مجاهدين با همه ى مبارزات، با همه ى تلاش ها، سوابق و تاريخچه ى درخشان، هنوز نه در قدرت هستند (وارد اين نميشوم كه ميخواهند يا نه) و نه هنوز در ليست محبوبين كانونهاى قدرت جهانى قرار دارند و اصلا هم فتو جنيك نيستند كه بشود با انها عكس گرفت! تانك و توپ و سلاح هم ندارند. بخش عظيمى از كادر هاى مجرب انها هم در زندان ليبرتى محصور شده اند. خوب كدام تحليل از لحظه به اين راه مى برد كه ان طرف دارد مى بازد و اين طرف دارد مى برد! ايا اين توصيف بى ربطى هست؟ خيلى ها به راحتى هر روز اين مطالب را با كمى بالا و پايين به عنوان كشفيات قرن ارائه ميدهند! نميخواهم بگويم بگذاريد از سطح به عمق برويم. نه! بگذاريد با هم حوادث سال گذشته را يك مرور ساده بكنيم، حوادثى كه به مجاهدين ربط دارد را ميگويم،
شايد جنجال مصداقى (از نوشتن صفت بر حق تواب تشنه به خون مجاهدين، ميگذرم) كه سوت شروع جنگ بر سر نابودى رهبرى مجاهدين بود را به خاطر بياوريد. ايشان كه عالم علم ارتباطات و متراژ و زبان شناسى و روانشناسى و علم غيب هستند با هزار دليل و برهان ميخواست ثابت كند كه مسعود در اشرف هست و اگر خواستار يافتن هستيد بايد به انجا برويد! مخاطب هم ما كه دلمان براى مسعود تنگ است و مشتاق ديدن او هستيم، نبود! اما تهاجم به مجاهدين بنا به تجربيات پيشين موجى از همبستگى ملى عليه رژيم را ايجاد ميكرد. اين جبهه مى بايست نا كار ميشد. بنا بر اين پروژه مصداقى، هدف اوليه ى غير از منزوى كردن مجاهدين در استانه ى ضربه ى نهانى و دستگيرى و كشتن مسعود رجوى نداشت. البته ان روز ها نقش يك "راه بلد" خائن در طرح ريزى و شناسائى مقر فرماندهى مجاهدين در اشرف براى هيچ كس جز رژيم، معلوم نبود. هدف ضربه ى دوم به شورا و فشل كردن شورا با اعلام استعفا ى دلسوزانه و رفيقانه و محترمانه و .... طبيب و وكيل  بود كه درست دو هفته قبل از بزرگترين أكت سياسى تنظيم شده بود تا حداكثر تاثير رفيقانه و دل سوزانه و محترمانه را براى رژيم جمهورى اسلامى در استانه ى انتخابات را داشته باشد. البته در عالم واقع، اقايان رفيق و دلسوز مجاهدين نبودند، بلكه تلاش محترمانه ى داشتند تا ظرف سياسى شوراى ملى مقاومت را با لگد مباركشان له بفرمايند.
مراسم برگزار شد. اما اصل قضيه هنوز سر جا بود. نگارنده به اشتباه تصور ميكردم كه حمله به اشرف در روزهاى اخر حكومت احمدى نژاد صورت خواهد گرفت تا تداركچى بعدى، كاسه و كوزه هاى محتمل را سر او بشكاند، اما قضيه فرق ميكرد.
رژيم براى تجديد قوا، ارايش متناسب براى شرايط جديد، براى تحميل خود به شرايط جديد نياز جدى داشت كه حمله به اشرف در بعد از انتخاب روحانى صورت بگيرد. اعلام علنى مرزهاى سرخ رژيم، با خون جارى شده از سر و بدن مجاهدين دست بسته، و اعلاميه ى سپاه پاسداران مبنى بر عمليات بزرگتر از فروغ جاويدان و داراى "اهميت كاربردى در تحولات اينده ى منطقه" ثابت كرد كه حمله و هجوم بى سابقه به رهبرى مجاهدين چيزى جز زمينه سازى كشتار مجاهدين و نابود كردن رهبرى انها نبوده است.
از همين نقطه دوباره شروع ميكنيم.
ايا مجاهدين و شورا نابود شدند؟ فقط به يك واقعه ى مهم اشاره ميكنم. اهميت اين واقعه شرح و تفسيرهاى خاص خود را ميطلبد. ديدار خانم مريم رجوى با احمد جربا، در وراى هر تصور ارمانى، يك فاكت مهم سياسى است كه مطلقا نميتوان ان را نديده گرفت. واكنش هاى مختلف جهانى و منطقه اى مهمترين تاييد اهميت اين ديدار هست.
سئوال بعد
ايا رژيم تثبيت شده است؟ ايا نرمش قهرمانانه به تخفيف تضادها ى درونى و بيرونى رژيم انجاميده است يا بر عكس؟
مهم تر از همه ايا نقطه ى مقاومت و پرداخت بها براى ازادى در ايران، بعد از مقاومت قهرمانانه ى زندانيان بند ٣٥٠، پر رنگتر شده است يا كم رنگ تر؟
وضعيت انفجارى در ايران ايا تخفيف يافته و يا تشديد شده است؟
علم فضا نوردى نيست. ديدن درست شواهد و وقائع هست كه ما را به استنتاج منطقى و صحيح رهنمون ميكند.
باز هم بر همين اساس بايد در تجمع بزرگ پاريس شركت كرد. مجاهدين بدون سلاح و بدون اشرف باقى ماندند، راه باز كردند و الگو ى ايستادگى و پرداخت بها شدند.
اينها روح يك جامعه را زنده نگاه ميدارد. اين پرداختها از هر بحران اجتماعى، تصوير انهدام نظام را در مقابل ديدگان أرباب قدرت و ملا هاى جنايتكار، مى اورد.
اين بدهى ما به مردم ما، و ميهن ما و شهداى ماست، وظيفه ى كه تمامى پذيرى ندارد. احياء گر و بالا برنده هست.
باز هم سى خرداد هست، باز هم تجمع بزرگ، باز هم شركت ميكنيم!