Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

اعتصاب غذاي مجاهدين قهرمان در زندان ليبرتي بعد از صد و ده روز به پايان رسيد. اين اعتصاب، عصاره بيش از سه دهه مقاومت و مظهر والاترين عواطف انساني، اخلاقي و مبارزاتي بود. مجاهدين قهرمان در زندان ليبرتي كه خود تحت شديدترين فشارهاي طاقت فرسا بودند، براي رهايي هفت همرزم اسيرشان و اعتراض به كشتار پنجاه و دو مجاهد قهرمان ديگر دست به اعتصاب غذا زدند. اينچنين ازخودگذشتگي و ايثار، اينچنين پايداري و مقاومت و اينچنين همبستگي با همرزمان و همسنگران، جهاني را به شگفتي واداشت و تحسين همه مردم شرافتمند ايران و جهان را بر انگيخت.

درود بر شما مجاهدين كه پرچم مقاومت را هميشه و در همه جا افراشته نگاه داشته ايد. درود بر شما مجاهدين كه نور اميد به آزادي و عدالت را در همه اين دوران سياهي ها زنده نگاه داشته ايد. درود بر شما مجاهدين كه مبارزه و ايثارتان باعث غرور و مباهات ايران و ايراني است.
درود بر رزم شما كه رژيم ولايت فقيه و مزدورانش را چنين به وحشت انداخته است. كشتار و گروگانگيري مجاهدين اشرفي كه قرار بود براي رژيم "اهميت راهبردي" داشته باشد، با مقاومت شما راه به سرنگوني ولايت فقيه و اعوان و انصارش خواهد برد.
از همان روز اول اعتصاب غذا، رژيم كه همه نقشه هاي شومش را نقش بر آب ميديد، چند مزدور بي آبروي تازه نفس را براي در هم شكستن اين اعتصاب به صحنه فرستاد.
اين مزدوران بي آبرو در كمال وقاحت و بيشرمي مي گفتند:
با اعتصاب غذا نه آن پنجاه و دو نفر زنده ميشوند و نه آن هفت گروگان آزاد ميشوند. اصلا كشتار مجاهدين و گروگانگيري تقصير رهبري مجاهدين هست. و مسئوليت سلامت اعتصابيون را بر عهده رهبري مجاهدين ميگذارند. بي آبروئي اين مزدوران تا به آنجاست كه همدم و همكلام آن سينگلتون شده اند. سينگلتون در مقاله اي در سايت ايران ديدبان نوشت:
" محبت انساني مريم رجوي كجا رفته؟ رجوي ميگويد خواسته اعتصاب غذاي اجباري بازگشت هفت نفري هست كه ناپديد شده اند. ولي وي هنوز هيچ سند و مدركي ارائه نكرده كه اين افراد حتي زنده هستند يا مرده چه رسد به اينكه كجا هستند وچرا هيچ خبري از آنها نيست"
رژيم آخوندي هميشه سعي كرده است كه مبارزه و همبستگي را بي نتيجه نشان دهد، رژيم هميشه سعي در به ابتذال كشيدن و منحرف كردن مبارزه داشته است و در اين راه توانسته است كه معدودي تواب و مزدور را باخود همراه كند. سالهاست كه وزارت اطلاعات همراه با دار و دسته اصلاحات سعي در به ابتذال كشيدن اعتصاب غذا به عنوان يك شيوه مبارزه داشته اند. امثال تاجزاده و خزعلي و نوريزاد اعلام اعتصاب غذا كرده اند صرفا براي اينكه روز بعد ابوي يا اخوي يا باجناق مربوطه از ايشان درخواست كند كه به اعتصاب غذا پايان بدهد و به فكر سلامتش باشد، چرا كه رژيم ولايت فقيه به اعتصاب غذا توجه نمي كند. پيام اين خيمه شب بازي براي مردم و زندانيان ديگر طبيعتا اين بوده است كه اصلا در فكر اعتراض به وضع موجود يا مبارزه براي رسيدن به خواسته هايتان نباشيد.
اعتصاب غذاي مجاهدين در زندان ليبرتي اما روحيه مقاومت و مبارزه را در سراسر ايران دو چندان كرده است و زندانيان در زندانهاي ايران هم دست به اعتصاب غذا زده اند.
نسل ما به ياد مياورد كه در سال شصت، رژيم پليد آخوندي در مطبوعات از خانواده ها مي خواست تا فرزندانشان را به سپاه پاسداران و دادگاههاي انقلاب معرفي كنند. نسل ما به ياد مياورد كه رژيم ميگفت كسي كه به مجاهدين و مبارزين پناه بدهد مسئول جان آنها خواهد بود. به گفته رژيم اعدام نوجوانان مجاهد و مبارز گناه رژيم نبود بلكه گناه پدران و مادران بود كه از فعاليت سياسي فرزندانشان جلوگيري نكرده بودند و يا فرزندانشان را به لاجوردي تحويل نداده بودند.
امروز هم همان مزدوران و توابان بي آبرو همان اراجيف وزارت اطلاعات را تكرار ميكنند. اينبار مي گويند هركس از اعتصاب غذا حمايت كند مسئول جان اعتصابيون خواهد بود. هدف رژيم از اين شيوه صرفا تضعيف حمايت مردم و افكار عمومي از اعتصابيون است. اين شيوه سخيف هيچگاه اما در اين سي سال دستاوردي براي رژيم نداشته است. حمايت مردم و افكار عمومي از مجاهدين هميشه و بي وقفه ادامه داشته، دارد و خواهد داشت. حمايت از مجاهدين باعث افتخار هر ايراني شرافتمند و آزاديخواه بوده، هست و خواهد بود.
در نتيجه رزم بي امان مجاهدين، دادگاه اسپانيا سرانجام دست نشاندگان عراقي ولايت فقيه را در كشتار و گروگانگيري مجاهدين اشرفي مسئول شناخت. مسئوليت سلامت و جان گروگانها در نهايت با رژيم ارتجاعي ولايت فقيه و حاميان مماشاتگر اين رژيم هست، همانگونه كه مسئول كشتار و حبس و شكنجه مجاهدين و مبارزين از ٢٢ بهمن ٥٧ تا به امروز رژيم منحوس آخوندي و همدستانش هستند و بايد روزي در پيشگاه ملت ايران جوابگو باشند.
استكهلم، سوئد