خوشا به سعادت کسانيکه خود را براي بقاي آزادي ديگران فدا ميکنند، واي بر ستمکاراني که براي بقاي خود ديگران را فدا ميکنند، دورد بر اعتصاب غذا كنندگان در ليبرتي و همه اشرف نشانها در كشورها كه پرچم شرف و آزادي يك خلق را بدوش ميكشند.

ما در دنيائي زندگي ميکنيم که جوامع بين الملي فاقد ارزشهاي معنوي نظير شرف انساني و عدالت اجتماعي ميباشند،
ما در دنيائي زندگي ميکنيم که اخلاق، مرام و هويت انساني عناصر كميابي هستند.
منافع شخصي و اقتصادي و دولتي جايگزين آرمانهاي انساني براي دولتمردان شده است و هيچگونه امنيتي در مورد حق و حقوق بشري وجود ندارد، در واقع انسانها بردگان اين دولتمردان شده اند بدون هيچ حق و حقوق فردي و يا اجتماعي.
در واقع ميتوان گفت:
مايه در بازار اين دنيا زر است - مايه آنجا عشق و دو چشم تر است
در بازار دنيا يا واضح تر بگويم در اين لجنزار دنيا منافع اقتصادي جايگزين عواطف و آرمان انساني شده است
بايد در جستجوي کدام سازمان ملل، کدام حقوق بشر، کدام کنوانسيون چهار ژنو و کدام عدالت اجتماعي گشت، اين ارگانهاکه مفهومي ندارند. نه تنها مفهومي ندارند، بلکه يکي از عواملي ميباشند که اجازه ميدهند كشورهاي ديکتاتوري آزادانه به اهداف شيطاني خود دست يابند، و به همين علت است که فرزندان پاک و خاص ما را اين چنين قتل و عام ميکنند و اينان چشمان کثيف و کُور خود را در برابر آنان و براي منافع شخصي خود بر روي همه و همه چيز مي بندند و انگار هيچ اتفاق غير عادي رُخ نداده و همه چيز بصورت طبيعي و عادي انجام شده است،
ما بمرديم و بکُلي کاستيم - بانگ حق آمد همه بر خاستيم.
شرافت انساني ساليان سال است که توسط اين اهريمنان به غنيمت و بتاراج بُرده شده است،
خيانت به شرف انساني، خيانت به قول و وفاداري، خيانت و جنايت به انسان و انسانيت مانند لجنزاري جهان را پوشانده است
دروغ، ريا و نيرنگ در جوامع بشري سرنوشت انسان هاي بي گناه و بي پناه را در دست گرفته، و ما بايد بدانيم در چنين جهاني زندگي ميکنم.
حال آنکه هنوز فرزندان پاک و باشرفي در اين جهان وجود دارند که در واقع اعتبار اين جهان هستند، و هيچکس بجز مقاومت عادلانه و فرزندان پاک و خالص همچون مجاهدين خلق ايران. فرزندان وارسته و پاک مردم ايران وجود ندارد که بتوانند در برابر رژيم اهريمني آخوندي بايستد ومبارزه كند.
همانا هنوز انسانهائي هستند که شرافت انساني را حفظ کرده اند و کتاب حق و حقانيت را بر لوحه تاريخ بشريت نوشته و امروز ما شاهد آن هستيم و آنرا ورق ميزنيم و ميخوانيم.
آنان کساني هستند که با فناي خود بقا را تقديم به بشريت کردند،
آنان کساني هستند که خود را ميسوزانند تا روشنائي را به بشريت هديه کنند.
آنان کساني هستند که با مبارزه بي وقفه خود آزادي را براي ايران و جهان به ارمغان خواهند آورد،
خوشا به سعادتشان زيرا آنان اعتبار و وارث زمين اند،
قابل توجه اينست كه کسانيکه افکار انقلابي و مبارزاتي دارند چطور ممکن است با عوعو سگان و يا زوزه گرگان براحتي صحنه نبرد را ترك گويند. چرا كه اينان نه مبارزه را ميشناسند، نه معناي فدا را ميدانند و نه مفهوم آزادي را حس ميکنند و به همين دليل است که فرار را بر قرار ترجيح ميدهند، واي بر اين دشمنان، بدا بحالشان که در زندگي پريشان و سرگردان بدور خود عمري را چرخ زدند و چيزي را حس نکردند که مبارزه بر عليه جهل و جنون چه بوده و چه هست.
خوشا به سعادت ما که همانند زنجيري پولادين بهم پيوسته ايم و جدا نا پذير،
ما تا پايان عمرننگين اين رژيم خون آشام بهم گره خورده ايم و تا آخرين نفس کنار هم خواهيم بود، زيرا به شرافت انساني تعهد داده و به آزادي قسم خورده ايم.
 خوشا بحال ما که رودخانه شرف و آزادي در دل و جانمان هميشه جاري خواهد بود و هرگز خشگ نخواهد گشت، زيرا اين رودخانه بسوي درياي آزادي، بسوي عشق به ملتي دردمند و بسوي آرمان و اتحاد جهاني جاري ميباشد. خوشا به سعادت من و تو.
دوستان عزيزم، در شرايط کنوني اعتصاب غذا تنها سلاحيست که ميتوان بر عليه اين دژخيمان استفاده کرد، براي رسيدن به آزادي بايد بهائي بس سنگين پرداخت و ما تا به آخر اين بها را خواهيم پرداخت و همچنان که تا کنون پرداخته ايم، بالاتر از اين را هم خواهيم پرداخت. زيرا بي تلاش هرگز به عشق نتوان رسيد